نظر علي الطالقاني

256

كاشف الأسرار ( فارسى )

نشسته و نطع سرخى بر روى نمد افكنده و بر بالشى از پوست تكيه داده . سلام كردم . بهتر از سلام مرا جواب داد . روئى مشاهده كردم مانند ماه شب چهارده ، از طيش و سفاهت منزّه و مبرّا ، نه بسيار بلند و نه كوتاه ، اندكى به طول مايل ، گشاده پيشانى با ابروهاى باريك كشيده و به يكديگر پيوسته و چشمهاى سياه گشاده و بينى كشيده و گونه‌هاى رو هموار و بر نيامده ، در نهايت حسن و جمال ، و بر گونه راستش خالى بود مانند فتات مشكى كه بر صفحه نقره افتاده باشد ، و موى عنبربوى سياهى بر سرش بود نزديك به نرمه گوش آويخته ، از پيشانى نورانيش نور ساطع بود مانند ستاره درخشان ، با نهايت سكينه و وقار و حيا و حسن لقا . 141 و علماى شيعه و سنّى در كتب خود احاديث نقل كرده‌اند كه حضرت قائم ( ع ) شبيه‌ترين مردم است به حضرت خاتم ( ص ) در خلق و خلق و شمايل و اقوال و افعال و گفتار و كردار . اللّهمّ عجّل فرجه و يسرّ لنا لقائه و نصرته بمحمّد و آله . باب دوّم در رجعت و در آن يك مقدّمه و يك خاتمه و چند فصل است . مقدّمه در معنى رجعت است . بدان كه لفظ رجعت به معنى برگشتن و بازگشتن است مثل لفظ رجوع . چنانچه فقهاء ( قدّس سرهم ) در كتاب طلاق مىگويند رجعت به قول و فعل هر دو مىشود ، يعنى رجوع كردن شوهر به زن خود كه او را طلاق داده ، پس چنانچه اوّل او را زن خود نموده بود باز بعد از طلاق برگشت و او را دوباره زن خود نمود . و مىگوئى فلان به سفر رفت و برگشت ، و سايه برگشت و هكذا . پس عود روح به سوى بدن و دوباره ديده شدن رجعت است خواه بعد از زنده شدن به دنيا بيايند ، مثل امواتى كه مقرّبان خدا به اعجاز زنده نمودند ، و يا به قيامت و صحراى محشر حاضر شوند ، مثل همه خلايق كه در قيامت زنده مىشوند . و در آيات به اين دو قسم زنده شدن هر دو ، لفظ بازگشت اطلاق شده . امّا رجوع به دنيا ، مثل رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً 142 ( مؤمنون ) و مثل رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ